چهارشنبه 1 مهر1388 (1:14)
موفق باشید : میلاد
عشق 2008 بنام تنها کشیش کلیسای قلبم
خداحافظی موقت چهارشنبه 1 مهر1388 (1:14)
سلام به تمام دوستان عزیز با اجازتون یه مدت میخوام از این شهر برم به دلایلی(برای کار به اهواز میرم)معلوم نیست چه مدت باشم ولی فکر نکنم به این زودیها دیگه وبلاگم آپ کنم شرمنده دیگه ولی رسیدم چشم. همیشه دوستون داشتم مراقب خودتون باشید به امید دیدار.
موفق باشید : میلاد
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
مطلب جالب دوشنبه 30 شهریور1388 (0:40) ![]() عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
تعدادی عکس از زیباترین زن دنیا دوشنبه 30 شهریور1388 (0:23)
شب قدر جمعه 20 شهریور1388 (1:36) این شبا همیشه در آسمون بازه و خدا داره منو تو رو نگاه میکنه
پس بیا چند شبو خراب نکنیم بیا....دعا کنیم...برای همه بیا...دستاتو رو به آسمون بلند کن و غرورتو کنار بزن فریادبزن:الغوث شاید که به خدا نزدیکتر بشیم....شاید
منبع:نمیدونم...هرکی خوشو منبع میدونه سریع بیاد معرفی کنه
منو امشب یادت نره دعا کن...!
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
سخن مدیر وبلاگ یکشنبه 8 شهریور1388 (1:43)
http://man-ariaiam.blogfa.com/
۳ مطلبی که زیر میخوانید نوشته شده یکی از دوستان خوب و عزیز من است که این آدرس وبلاگش هست امیدوار دیدن کنید با تشکر مدیر وبلاگ میلاد
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
نوشته یکی از دوستان عزیزم یکشنبه 8 شهریور1388 (1:40)
اگر مردم اندكي خوب تر شوند ، من نيز خوبم.
درد دلي به شمايي كه بيش از اندكي خوبيد. امروز هوا ابري است. ابرها هوس گريه كرده اند. دلم حوصله ي هيچ هراسي را ندارد. اضطراب نبودن تو. استرس بي تو بودن. زشتي و كراهت تنهايي با وجود يار. نغمه هاي گوش خراش كلاغ هاي سياه بر شاخسار درختان خشك باغ. دلم گرفته از همه چيز. ذهنم خسته است. دستم به كاري نمي رود. دلي را رنجاندم ، اين است كه عذاب مي كشم. دفترم را خط خطي كردم ، اين است كه مرا مي آزارد. جلوي اشك هايم را به سختي مي گيرم ، از جاري شدنش نگرانم. اگر كسي ببيندم چه؟ اگر بگويند با چه بي شرمي مي گريد چه؟ اگر به چرايي دختر بودن محكومم كردند چه؟ چرا بيهوده مي گويم؟ چرا گزافه مي بافم؟ چرا حوصله ام سر رفته؟ ديگر تنم كشش اين همه ناتواني را ندارد. روحم آزرده گشته. هر لحظه مي بينمت. هستي. دوستت دارم. نمي دانم چه بنويسم؟! فقط مي دانم ، هنوز مردم خوبند. هنوز مهربانند. هنوز دوستشان دارم. هنوز خداوند را مي پرستند. هنوز انسانيت دارند. مي توانم بوي گل هاي ياس و نرگس را استشمام كنم. دلم تنگ شده براي شهد ياس هاي آويزان از حصار خانه هاي مردم ، همسايه ها ، دوستان. بچه كه بودم مي دويدم كنار اين درخت هاي ياس زرد و سپيد ، همان هايي كه از ديوار خانه بيرون مي ريزند. مي دويدم ، تك تك ، شكوفه هاي آن را مي چيدم ، دم سبز آن را با دندانم مي كندم ، شاخك هاي پروانه شكلش را بيرون مي كشيدم و شهدش را در دهان مزه مي كردم. هنوز طعم خوش بچگي ام زير زبانم است. باز هم اگر جايي ببينمشان مي دوم. شادي مي كنم. اصلا مهم نيست كه دخترم. 18 ساله ام و يا هر چيزي كه مرا از شيطنت بچگي ام منع كند. نفرين باد بر كسي كه بر من خرده گيرد. نفرين بر بي فرهنگي كساني كه عقايدشان حالم را بد مي كند. شوقم را مي كشد ، ذوقم را به خاك مي كشد. متتفرم از كسي كه بگويد دختر بودن متانت مي خواهد و دويدن متانت را از او صلب مي كند. چرا بستني قيفي ام را كه دوستم مرا ميهمان كرده درخيابان ليس نزنم؟ چرا بايد از چرخاندن آب نبات چوبي در دهانم شرمگين شوم؟ چرا از زمين خوردنم به خود نخندم؟
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
نوشته یکی از دوستان عزیزم یکشنبه 8 شهریور1388 (1:38)
حالم دگرگون است. احساس بدي سراسر وجودم را فراگرفته. با تمام وجودم تنگي ايران را لمس مي كنم. نه ، ايران تنگ نيست. ايران تنگ نظر دارد.
اگر عجله داشته باشم مي دوم ، صرف نظر از گزافه گويي هاي مردم. اگر خنديدن با صداي بلند يا آدامس جويدن شاداب و آرامم مي كند ، مي خندم و آدامس بزرگم را مي جوم. چه اهميتي دارد كه پيرمردي كه آدامس به دندانهايش مي چسبد مرا بر حذر دارد؟ دوست ندارم دنبال اتوبوس و تاكسي بدوم. حس مي كنم آن لحظه همه بي شك مرا مي بينند. اين اخلاق بد مرا نداشته باشيد. راننده را صدا نمي كنم كه از حركت باز ايستد ميترسم صدايم را نشنود. گمان مي كنم خيلي چيزها قديمي شده. براي همين است كه وقتي انجامش دهيم تعجب براگيز است. اگر وظيفه هم باشد موجب شگفتي خواهد شد. اگر لطف باشد جزو نبايدها محسوب مي شود. گرچه گاهي از بازگشت به سنت هاي پيشينت پشيمانت مي كنند. مي خواهم به راننده سلام كنم ، به او وقت به خير بگويم ، تشكر كنم ، برايش آرزوي شادي كنم و به او خدانگهدار بگويم. اما اگر كسي بشنود ... نه كه باز دارندم اما چنان در نظرشان رفتار مناسبي نمي نمايد.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
نوشته یکی از دوستان عزیزم یکشنبه 8 شهریور1388 (1:36)
مي خواهم به مغازه داري كه جواب سلامم را نمي دهد دو ، سه بار ديگرهم سلام كنم تا متوجه شود بايد جواب سلام را بدهد. پيام كه مي فرستم همه چيز را خلاصه مي كنم جز سلام كه مقدس است براي من. شادابي مي آورد.
مي خواهم به رفتگر محله و مستخدم دانشگاهمان خسته نباشيد بگويم. مي خواهم به پيرمردي كه بار سنگيني در دست دارد كمك كنم. پيرزني را كنار درب مسجدي بنشانم. در اتوبوس جايم را به بانويي كه نوزادي در دست دارد بدهم. دوست دارم به كودكي كه نگاهم مي كند لبخند مليحي بتابانم و به جوان نابينايي كه مي خواهد از خيابان عبور كند ياري رسانم. اما چه سود اگر مرا نفهمند. اگر مرا از متانت به دور بدانند. اگر از من خرده بگيرند. من جوانم. دلم مي خواهد دست همسرم را بگيرم و در خيابان به شوخي هاي با نمكش بخندم. دلم مي خواهد در پارك تاب بازي كنم او مرا روي تاب هل بدهد. خيلي از خوبي ها را دوست دارم ، اما نمي دانم كسان ديگر نيز دوست دارند و جرات انجامش را ندارند يا آنكه به واقع از فكر كردن به اين كارها گريزانند؟! به هر حال من نان سنگكي را كه خريده ام در اتوبوس به كنار دستي ام تعارف مي كنم. اگر واقعا دلم لقمه اي نان خواست از كسي كه نان و خرمايي در دست دارد طلب نان خواهم كرد. چه ايرادي دارد او نيز در گرسنگي اش آن نان را نوش جان خواهد كرد. مي دانيد !؟! اگر واقعا خسته باشم در اتوبوس سرم را به جايي تكيه مي دهم و آسوده چشمانم را مي بندم. همه چيز متقابل است. احترام ، دوستي ، عشق ، صميميت ، محبت. تنها چيزي كه در برابر رفتارم بي پاسخ مانده ... نمي دانم چرا؟! بليط دادن است. هميشه به كسي كه بليط نياز دارد بليط مي دهم. اما اگر روزي بليط بخواهم يا آن روز در اتوبوس تنهايم يا راننده بد اخلاق است ، مردم بليط ندارند يا به آن ها احتياج دارند. همه چيز خوب است. خوب خوب. فقط كافي است مردم اندكي خوب تر شوند. آن وقت همه چيز اندك اندك خوب تر پيش خواهد رفت. از همه چيز راضي ام ... فقط اي كاش مردم اعتماد مي آفريدند. برايتان دنيايي شادي ، سلامتي ، عشق و اعتماد مي خواهم. باشد كه هر روزتان نيك تر از ديروزتان باشد. خدانگهدار ذهن سپيدتان باشد.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
زیبایی یکشنبه 1 شهریور1388 (1:53)
تو ندانستي چه مي خواهم زتو من نگفتم که بمان يا که برو ! من فقط مي خواستم شمعي شوم تا بسوزانم جان خود را نزد تو تو ولي از آتشم ترسيدي و رفتي و گفتي که : برو ! نه من نه تو
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
در زیر آب یکشنبه 25 مرداد1388 (2:22)
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
تعدادی عکس از پشت صحنه جومونگ یکشنبه 25 مرداد1388 (2:20)
جاودان یکشنبه 25 مرداد1388 (1:57)
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
در خواستگاری چه سوالاتی بپرسم؟ یکشنبه 18 مرداد1388 (12:11)
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
در خواستگاری چه سوالاتی بپرسم؟ یکشنبه 18 مرداد1388 (12:11)
بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:
الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و ..... یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟ مثلا: شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟ آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند) ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد مثلا: با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست) - کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست. - همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....، ج ) انعطاف پذیری این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست. به این سئوال توجه کنید: اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟ نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب. اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست) اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست) در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید: باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این: به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت 18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم. ( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است) نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود. د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و .... هـ) مسائل اقتصادی خانواده این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟ درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟ و) میزان استقلال یا وابستگی فرد مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟ سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید. یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟ یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟ ز) صفات شخصی و روانی: افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند. همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد. ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی: این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم. این سئوال را دقت کنید: آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟ آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟ آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟ چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟ ط) دوستان اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد. سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست) با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی) با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد) ی) خانواده فرد سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند. ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند. ( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست) ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا .... سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد. م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، باز توصیه می کنم که مقالات بخش ازدواج سایت همدردی را به دقت مطالعه فرمائید، مخصوصا مقاله « اگر چنین هستید، صبر کنید ازدواج نکنید» این بار این مقاله را از دیدگاه دیگری بخوانید. از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)
در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
در خواستگاری چه سوالاتی بپرسم؟ یکشنبه 18 مرداد1388 (12:8) ![]() چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود: من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید . نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است: 1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم. 2 - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات: نظر شما در مورد حجاب چیست؟ - شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟ - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟ - میعارهای شما برای ازدواج چیست؟ - شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟ چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد 3 - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند. شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
در خواستگاری چه سوالاتی بپرسم؟ یکشنبه 18 مرداد1388 (12:7) بخش اول:
سؤالات مربوط به آینده زندگی 1- به نظر شما مهمترین عامل موفقیت در زندگی چیست؟ 2- ملاک خوشبختی و موفقیت را در چه می بینید؟ 3- افکار مذهبی همسرتان و خانواده او، چقدر برای شما اهمیت دارد؟ 4- چه صفاتی را برای همسر آینده خود لازم می بینید؟ 5- نظر شما در مورد مراسم عقد و عروسی چیست؟ 6- نظر شما در مورد مهریه چیست؟ 7- زندگی در شهری دیگر را چگونه می بینید؟ 8- آیا آمادگی دارید کمبودهای اقتصادی همسرتان و خانواده او را نادیده بگیرید؟ تا چه حد؟ __________________
بخش دوم:
سؤالات مربوط به خانواده همسر 1- از نظر اجتماعی، خانواده شما چه ایده هایی دارند؟(مثلاً در مورد جامعه، مردم، مشکلات و...) 2- سطح فرهنگی و طرز تفکر خانواده خود را چگونه ارزیابی می کنید؟ 3- خانواده شما چقدر مذهبی هستند؟ 4- خانواده شما سنتی هستند یا متجدد و یا معمولی؟ 5- خانواده شما شاد و پر جنب و جوش هستند یا ساکت و آرام؟ 6- خانواده شما مرد سالار است یا زن سالار یا شایسته سالار؟ __________________
بخش سوم:
سؤالات مربوط به مسائل اقتصادی 1- انتظارات اقتصادی شما از همسرتان تا چه اندازه است؟ 2- نظر شما در مورد کار کردن همسرتان در خارج از منزل چیست؟ 3- چه کاری را برای اشتغال انتخاب خواهید کرد؟ 4- تصور شما از صرفه جویی چیست؟ 5- چقدر معتقد به صرفه جویی و قناعت در منزل هستید؟ 6- شما مایلید همسر شما در خرید لوازم زندگی، چه مسائلی را رعایت نماید؟ بخش چهارم:
سوالات مربوط به مسائل فرهنگی 1- تحصیلات شما چقدر است؟ 2- آیا قصد ادامه تحصیل دارید یا خیر؟ در چه رشته ای و از چه طریقی و در کجا؟ 3- در طول سال چند کتاب غیر درسی مطالعه میکنید؟ 4- مطالعات شما اغلب در چه زمینه هایی بوده است؟ 5- بهترین کتابهایی که تاکنون خوانده اید را اگر ممکن است نام ببرید؟ 6- معمولاً چه نشریاتی را مطالعه می کنید؟ 7- اگر ممکن است چند نفر از شخصیتهای مورد نظر و احترامتان[ شخصیتهای فرهنگی، مذهبی، هنری، سیاسی و...] را نام ببرید و دلیل محترم بودن آنها نزد شما چیست؟ بخش پنجم:
سؤالات مربوط به مسائل روحی و عاطفی 1- از چه نوع افرادی احساس انزجار و ناراحتی می کنید؟ چرا؟ 2- اجتماعی بودن در نظر شما یعنی چه؟ 3- خودتان را تا چه اندازه ای اجتماعی می دانید؟ 4- در اصلاح دیگران چگونه عمل می کنید و نوع واکنشهای شما در مقابل مشکلات چگونه است؟ 5- چقدر خود را خونسرد می دانید؟ 6- منطقی بودن را چه می دانید؟ 7- چقدر در زندگی خود را منطقی میدانید؟ 8- واقع گرا هستید یا احساساتی؟ 9- بیشتر تأثیر گذارید یا تأثیر پذیر؟ به چه میزان؟ 10- چه چیزهایی موجب ناراحتی و عصبانیت شما می شود؟ 11- در مواقع عصبانیت چه می کنید؟ 12- دروغ گفتن را در چه مواردی جایز می دانید؟ 13- در چه مسائلی سختگیر هستید؟ 14- آیا انتقاد پذیر هستید؟در مقابل انتقاد چه عکس العملی از خود نشان می دهید؟ 15- چگونه از دیگران انتقاد می کنید؟ 16- در اکثر اوقات شاد هستید یا افسرده؟ 17- در زندگی چگونه تصمیم می گیرید؟ تا چه اندازه قدرت تصمیم گیری دارید؟ 18- در مسائل اساسی زندگی شخصیتان، خودتان تصمیم می گیرید یا خانواده تان؟ __________________
بخش ششم:
سؤالات مربوط به مسائل مذهبی 1- اعتقادتان به خدا چگونه است؟ آیا این اعتقاد توانسته شما را از گناه باز دارد؟ 2- آشنایی شما با مسائل و دستورات مذهبی چقدر است؟ 3- آیا مایل هستید همسر شما تمایلات مذهبی داشته باشد یا خیر؟ 4- رعایت حجاب را تا چه اندازه ضروری می دانید؟ تا چه حد آن را رعایت می کنید؟دلیل آن چیست؟ 5- چقدر با قرآن آشنا هستید؟ بخش هفتم:
سؤالات مربوط به روابط خانوادگی 1- میزان دلبستگی شما به پدر و مادرتان تا چه حد است؟ 2- پدر و مادر شما چگونه با شما برخورد می کنند؟ 3- چقدر در فامیل و خانواده محبوبیت دارید؟ دلیل آن چیست؟ 4- عکس العمل والدین شما در مقابل شکستهای شما در زندگی چگونه است؟
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
مایکل شنبه 6 تیر1388 (8:50)
سلام به تمام دوستان عزیز امروز خبری شنیدم که خیلی ناراحتم کرد از زمانی که سیاه پوست بود من تمام کلیپهای اونو داشتم و اون موقع که ویدئو بود میدیدم نشده بود موزیکی بخونه و من خوشم نیاد و امروز فهمیدم که تو سن ۵۰ سالگی مرده واقا تکونم داد میخواست تازه کنسرت بده ولی... از بعد از دادگاهی شدنش نخواند دیگه ولی الآن...
بله کسی نیست جز مایکل جکسن ...
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
سلام بر میرحسین دوشنبه 18 خرداد1388 (15:58)
http://www.cbi.ir/simplelist/3484.aspx
سایت بانک مرکزی که تمام دروغهای نموداری احمدی نژاد و رو کرده دوست داری برو ببین ولی خودت قضاوت کن ببین میتونی با یه رییس جمهور دروغگو زندگی کنی؟
درود بر میر حسین موسوی
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
پروانه چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 (3:18)
چرا مردم قفس آفریدند؟ چرا پروانه از شاخه چیدند؟
چرا پروانه را پر شکستند؟ چرا آواز ها را سربریند؟
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
زیبایی چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 (3:3)
بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟ هستی من از تو مانده یادگار، من به پای خود به دامت آمدم ، من مگر زدست خود کنم فرار! تا لبم، دگر نفس نمی رسد، ناله ام به گوش ... نمی رسد، می رسی به کام دل که بشنوی: ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
صادق هدایت چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 (2:46)
نگاهی به آثار و زندگی صادق هدایت (قسمت اول)
[ نزهت شهرکی ]
با عرض سلام خدمت خوانندگان ستون معرفي كتاب.اين هفته دوست داشتم به معرفي يكي از اثار صادق هدايت بپردازم ولي ترجيح دادم اول بصورت يك مقاله تحقيقاتي به معرفي شخصيت وشناخت جامعه وجهان از اين نويسنده بزرگ بپردازم و در قسمت بعد اثار وي را بررسي كنم :
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
بیا گناه بکنیم جمعه 28 فروردین1388 (3:54)
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی تمام آخرت خویش را تباه کنیم به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم گناه ، نقطه آغاز عاشقی است، بیا که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم برای سرخوشی لحظه هات هم که شده بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
جمعه 28 فروردین1388 (3:45)
متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي. براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي. براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي. براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي. براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي. براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي. براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي. براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي. براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي. براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي. براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم" براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي. براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي. براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي. براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي. براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي. براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي. به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه : لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم " آغوش من هميشه براي تو باز است. هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم. هميشه پشتيبانت هستم. من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود. فقط كافي است چيزي از من بخواهي , بلافاصله از آن تو خواهد شد. مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم. من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي. در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي. هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم. همين الان در فكر تو هستم. تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري. من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است. هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن. من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري . دوستت دارم عشق همیشگی من .
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
عشق جمعه 28 فروردین1388 (3:44)
شنیدن جمعه 28 فروردین1388 (3:18)
اونقدر دوست دارم بشنوی خندت ميگيره
تو نگا ميکني و دلم تو چشمات مي ميره اونقدر دوست دارم ديوونه بازی ميکنم کلکم شاکی نشو من تورو رازی ميکنم قيمت چشماي تو قلب منه اندازه نيست واسه دوست داشتن تو نيازی به اجازه نيست اونقدر دوست دارم حوصلتو سر ميبرم يه روزی نيای بگی ديگه تورو دوست ندارم ساعت ديدن تو صدای من در نمياد آره تقصير منه دوست دارم خيلی زياد اونقدر دوست دارم شماره ها خسته ميشن تا نهايت ميرنو با چشم تو بسته ميشن اونقدر دوست درم بشنوی خندت ميگيره تو نگا ميکنی و دلم تو چشمات ميميره اونقدر دوست درم ديوونه بازی ميکنم کلکم شاکی نشو من تورو رازی ميکنم قيمت چشمای تو قلب منه اندازه نيست واسه دوس دشتن تو نيازی به اجازه نيست اونقدر دوست دارم حوصلتو تو سر ميبرم يه روزی نيای بگی ديگه تورو دوست ندارم
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
دوستی جمعه 28 فروردین1388 (3:13)
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
یادمان باشد جمعه 28 فروردین1388 (3:11)
مي گويند ابليس، زماني نزد فرعون آمد در حاليكه فرعون خوشه اي انگور در دستمي گويند ابليس، زماني نزد فرعون آمد در حاليكه فرعون خوشه اي انگور در دست داشت و مي خورد.
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
دلم جمعه 28 فروردین1388 (3:8)
وقتی جهان از ریشه جهنم و آدم از عدم و سعی از ریشه های یاس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخوانی نان است (!)
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
دل تنها جمعه 28 فروردین1388 (2:44)
يك لحظه به ياد خزان عمر خود مي افتم . عمري كه بهارش را بدون هيچ لذت و خوشي سپری کرد وبالاخره به خزان رسيد . خزاني كه بنظر میرسه جز حسرت روزها و فرصت هاي از دست رفته ، ثمره اي نخواهد داشت
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
سال نو مبارک دوشنبه 3 فروردین1388 (14:2)
|
نوشته شده توسط میلاد ملکی
|